سود:
- می تواند از مفاهیم عملکرد، میزان خاکستر و نوع آرد به درستی استفاده کند
- این ممکن است توضیح دهد که چرا این سه مقدار ممکن است با یکدیگر تضاد داشته باشند
- می تواند مشخصات مشتری را به هدف فنی ترجمه کند
هر بحث در آسیاب دیر یا زود به سه عدد می رسد: محصول، خاکستر و نوع آرد. این سه از یکدیگر مستقل نیستند; بهبود یکی اغلب باعث اختلال در دیگری می شود.
بهره وری
بازده درصد آرد بدست آمده از گندم آسیاب شده است. اگر از 100 کیلوگرم گندم 76 کیلوگرم آرد به دست آید، راندمان 76 درصد است. قسمت باقی مانده به سبوس، رازمول و ضایعات تقسیم می شود.
افزایش راندمان مستقیماً در سود منعکس می شود: در تأسیساتی که 300 تن در روز آسیاب می شود، افزایش 1 درصدی راندمان به معنای 3 تن آرد بیشتر در روز است. به همین دلیل است که بازده اولین عددی است که سرمایه گذاران در مورد آن می پرسند.
محتوای خاکستر
خاکستر مقدار مواد معدنی باقیمانده هنگام سوزاندن آرد است و در عمل سهم سبوس را در آرد نشان می دهد. سبوس سرشار از مواد معدنی است. هرچه سبوس بیشتری با آرد مخلوط شود، خاکستر بالاتر می رود.
در اینجا تناقض شروع می شود: افزایش کارایی با اجبار به معنای نزدیک شدن به سبوس است. این خاکستر را بالا می برد. به عبارت دیگر، اگر "بازده بالا" و "خاکستر کم" به طور همزمان مورد نظر باشد، تنظیمات فرآیند حساس تر شده و تعداد پاساژها افزایش می یابد.
نوع آرد
نوع آرد طبقه بندی است که بر اساس محتوای خاکستر انجام می شود (نامگذاری از کشوری به کشور دیگر متفاوت است). محصولاتی مانند باقلوا، نان و گندم کامل با طیف های مختلف آش مطابقت دارند. وقتی مشتری می گوید "من یک نوع 550 می خواهم" در واقع می گوید یک شکاف خاکستر و به طور غیر مستقیم سقف کارایی.
مشخصات را به یک هدف فنی ترجمه کنید: جمله "نوع 550، بازده 76٪، 300 تن در روز" یک درخواست نیست، بلکه سه محدودیت است که باید همزمان رعایت شود. این سه را با هم به هوش مصنوعی بدهید. اگر فقط یکی را بدهید، جوابی که می گیرید، دو تای دیگر را از بین می برد.
قید چهارم به این سه عدد اضافه می شود: انرژی. دستیابی به راندمان یکسان با کیلووات ساعت کمتر، تفاوت دائمی در هزینه های عملیاتی ایجاد می کند و در مقایسه پیشنهادات برجسته می شود.